خرید بک لینک

۱) از عمر گذشته عبرتی بیش نماند

وز مانده نیز حیرتی بیش نماند

عمری که ازو دمی به جان میارزید

چون باد گذشت و حسرتی بیش نماند

عطار

۲) تو رفته ای و ز تو نامهای به من نرسد

چگونه قصه دردم به مرد و زن نرسد؟

دلم که می پرد اندر هوای تو مرغی ست

که از وطن برود، باز در وطن نرسد

مرا کشی و نپوشی به عیب من دامن

شهید را چه تفاوت، اگر کفن نرسد

گرفت گریه من دامن تو، مسکین چشم

اگر ز یوسف ما بوی پیرهن نرسد

چنان همی رود اشکم که گر گشایی تیر

به چشم من رسد، اما به اشک من نرسد

بماند در شکن گیسوی تو دل، هشدار

که آتش دل خسرو بدان شکن نرسد

امیرخسرو دهلوی

۳)به هر تارِ جانم صد آواز هست

دریغا که دستی به مضراب نیست

چو رویا به حسرت گذشتم، که شب

فروخفت و با کس سرِ خواب نیست

احمد شاملو

+نوستالژی نیما امین را خواستی از همین مجاز دریافت کن و گوش بده.[nostalgia-NimaAmin]

++هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش

مثنوی معنوی

برچسب: نویسنده: آراد حبیبی تاريخ: سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 19:26

صفحه بندی