حزن - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 8:45
[تمام حرفهایی که میزنم بنا بر تجربه است؛ و هیچ ارزش استدلالی حتی برای خودم هم ندارد!] معصوم حدیثی دارد با این مضمون که اگر کسی را سرزنش کنی به خاطر چیزی، نمیمیری مگر به آن مبتلا شوی! کاری به اینکه چقدر این حدیث محکم است و یا چقدر این حرف درست است ندارم، اما من انگار این حال را چندین بار تجربه کردهام...
کاخ سعد آباد هنوز کاخ است - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 8:45
بعضی چیزهای پیش پا افتاده مثل چند سطر یا شاید یک لبخند و یک رضایت کوتاه یا دل آشوبی عمیق گاهی به خودت میآوردت که هی حواست کجاست؟ نکند احساسات و تعصباتت چشمت را ببندد بر روی حقایق! بگذار از ابتدا برای خودم شرح دهم؛ اینکه واقعیت آیا موجود است یا نه را بیخیال میشوم و طبق آنچه اکثر علما میگویند بنا را ب...
منظورم چی باشه بهتره؟ - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 8:45
وقتی خیلی از یادداشتهای قبلیم رو اینروزا میخونم یا حتی بعضی نوشته های اینروزام رو بعد از نوشتن یه بار دیگه از اول مرور میکنم تو بعضی از سطر ها(به قول بچه ها فرازها:)با خودم میگم؛ اینجا منظورم چی بوده باشه بهتره؟:) گاهی سه چهارتا برداشت میکنم، گاهی هم واقعا نمیتونم هیچ برداشتی کنمD: خدا به داد شماها ...
مهدکودکی به نام ذهن - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 8:45
فکر که میکنم؛ سرم پر میشود از سر و صداهای جیغ و مقطع و من هم هر چند لحظه یکبار مانند معلمی کلافه هوار میکشم که بس است و با لحنی مستاصل تهدیدشان میکنم که های با توام ای فکر بیشعور مطمئن باش دیگر به تو فکر نخواهم کرد! اما میدانم هیچ فایده ای ندارد. بهتر است به چیز دیگری خودم را مشغول کنم. جمجمهام شبیه...
۴بیت بی ربط - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:36
تاب خورده است رو پیشانیش چند تاری که که مانده از شب پیش مثل بال کلاغها در برف مثل صرف نگاه تو در حرف چشمهایش سیاه تر شده است ماه رویش چه ماه تر شده است غیر ممکن ترین ستاره شب آخرین بیت این ترانه شب +به جای تیتر بالای این بیتها تاریخ را نوشته بود؛ ۹۵/۱۱/۲۹؛ و هیچ چیزی یادم نمیآید جز انکه یقینا شب سرد...
لذت ترجمه - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:36
همیشه پی یک لذت آرام بودم که بشود گوشهای با آن خلوت کرد. اینگونه لذتها اغلب زیاد نیستند اما خب میشود چندتایی ازشان پیدا کرد. یکی از آنها هم لذت ترجمه کردن است. هیچ وقت البته قصد اینرا نداشته ام که مترجم باشم، نه! مترجم کسی است که برای دیگران ترجمه میکند اما من هیچ وقت اینکار را نمیکنم، شاید هم برای ...
صبر - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:36
صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست، به معنای آینده نگر بودن است. صبر چیست؟ به تیغ نگرستین و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقان صبر را همچون شهد شیرین به کام میکشند و هضم میکنند و میدانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود. [ملت عشق-الیف ش...
رنج - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:36
امیدوارم حال دلت بهتر شود! دعا کردن را گاهی برای خودم هم فراموش میکنم اما برای تو نه، من با خدای خودم کلی خورده حساب دارم اما با خدای تو که نه! من از رنجی که میبری بی اطلاعم که کاش نبودم اما به تجربه و مشاهده اگر ناقص نباشند از این مطلعم که رنج جز لاینفک این دنیاست، اینکه هر که به قطع رنجی به تو میر...
خودخواهی - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 10:36
ادراک چیست؟ و راههای حصول آن چیست که بخواهم بنگارمشان؟حالا اگر احساسات را بگویی، حرفی است جدا.اما آیا احساسات لزومی به نگاشته شدن دارند؟
قیاس - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
هیچ وقت اهل قیاس کردن خود با دیگران نبودم، مادر و بابا هم کم پیش آمده بود با کسی قیاسم کنند. هر کداممان دلیل خودمان را داشتیم برای پرهیز از قیاس. مادر کسی را در حد من نمیدید(هنوز هم نمیبینید) که مرا با او قیاس کند، پدر هم که خاطرهای دور است و نمیتوانم حدس بزنم دلیلش چه بود. اما خودم دلایل متغیری داش...
طاها/2 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
-من که مدت هاست کتاب نمیخرم، کتابی که بخوام بخونم از یک کتابخونهای چیزی گیر میارم و میخونم. -اما من میخرم و میخونم و هدیه میدم، اصلا هرچی رو دوست داشته باشم هدیه میدم(میزنه زیر خنده و با تمسخر ادامه میده) صدقه جاریست دیگه؛ اصلا آدم نباید وابسته باشه به چیزی. -آره دیگه؛ اما خب من پره وابستگیم. -شوخی ...
توده سیاه - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
از جنگهای توییتری خسته میشود از جواب دادن به دایرکتهای اینستاگرامش و همینطور از پیامهای گاه و بیگاه تلگرامش و ایضا از انتظار برای خواندن پست های وبلاگ موردنظرش حتی از خواندن ملت عشق الیف شافاک هم خسته میشود دیگر چه برسد به خواندن جزای عمومی اردبیلی و اشخاص محجورین صفایی و واژههای کمرشکن فلسه و کلام ...
خیال - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
خیالِ خالیِ من لببهلب شراب شده است چه جای خواب شبانه که شب شراب شده است؟! هر آنچه مزمزه کردم به مستیام افزود گمان کنم که ز نام تو لب شراب شده است ز بس که فکر و خیالت به مستیام افکند خیال گفتهام اما لقب شراب شده است تمام سهم من از تو خیال بود و خیال به تب بدل شده اکنون وُ تب شراب شده است مسیر خانهی ت...
کوهنوردی - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
بعد از مدت ها بالاخره امام رضا طلبید تا یه کوهنوردی جانانه بریم، اونم توی این فصل که کم کم هوا به خنکی میزنه و فصل کوهنوردی هم داره یواش یواش شروع میشه. البته اینبار شرایط کلی استثنایی بود، از همسفره شدن با سگای گله و خوابیدن توی کوه(تجربشو البته قبل از این توی کوههای شمال داشتم، اما خب توی پناهگاه،...
انستاقرام - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
این عکس را یکی از دوستان خوبم از بصره در جواب ان عکسی که حالا هدر وبلاگ است به انستاقرامم(:) فرستاد، میگفت صبح روز بعد از آنکه عکس مرا دیده(یعنی امروز) صبح زودتر از خانه بیرون زده و رفته نخلستان که طلوع را ببیند. کلی خوشحال شدم، با اینکه پیشنهادم را حتی ندیده بود خودش متوجه شده بود که باید برود طلوع...
توقع - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
ساعت که از دو نیم بگذرد دیگر توقع نداری کسی جوابت بدهد و نه دیگر انتظار داری کسی پیامت بدهد. این مزیت است یا عیب، من در مقام تعیین ارزش نیستم، تنها اینکه من از این وضع لذت میبرم، اینکه بنشینم و چیزی در این ساعت بنویسم و کمی به ذهن آشفته ام آرامش بدهم و اگر نوشتن منظم کننده هم شد که چه بهتر. ساعت که ...
درد - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 16:39
"در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزواء میخورد و میتراشد. این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آن را با لبخن...
تنهای تنهای تنها - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 14:22
در یازدهمین آیه از چهارمین سورهاش میگوید؛ ذَرنِی وَ مَن خَلَقتُ وَحِیداً یعنی مرا با کسی که تنهاست واگذار و شرحی اضافه نیست جز تکرار اینکه این موجود تنهاست! تنهای تنهای تنها... +خواندن قرآن به ترتیب نزول آیات لذتی دارد عجیب. اگویی با پیامبر همسفر شدهای... +بعدا نوشت؛ در ادامه پست پیشین: تو نمید
نگاه حداقلی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 14:22
این نگاه را در برابر نگاه آرمانی نباید قرار داد بلکه باید مقابل نگاه جامع و کامل گذاشتش. البته اینجا حرف حرف دین است که مجموعهای کامل است و نگاه حداقلی و محدود به آن به قطع مقدمهای است بر حذف و نابودیش. خب! دین را اگر برنامهای از جانب خدا بدانیم و وجود خدا را محور دین الهی( به اختصاص اسلام) آنوقت
مصائب موسیقی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 14:22
"دلم برات پر میکشه صدات برام آرامشه دوست دارم..." مسلما در حین این گزارش به ناچار باید این آهنگا رو مدام گوش بدم، پیدر پی... ["دوباره هستی دوباره هستی..." ایشون تراک بعدین!] و راه گریزی نیست. [تو نیستی و گریه شده کار من...تراک بعدی-البته من کند نمینویسم ایشون مدام تراک عوض میکنن!] خب چه چارهای هست